مدیریت منابع و تخصیص بهینه یکی از مفاهیم کلیدی در بسیاری از زمینهها می باشد. هدف اصلی این فرآیند، بهینهسازی استفاده از منابع محدود بهمنظور دستیابی به بهترین نتایج ممکن است. یکی از چالشهای بزرگ در این زمینه، مدیریت عدم قطعیتها و پیچیدگیهایی است که در بسیاری از سیستمهای واقعی وجود دارند. بهویژه زمانی که اطلاعات موجود دقیق نیستند یا بهصورت ناقص در دسترس قرار دارند. مدلهای فازی بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای حل مشکلات مرتبط با عدم قطعیتها و پیچیدگیها در تخصیص منابع بهینه مطرح شدهاند. این مدلها امکان مدیریت دادههای غیرقطعی و غیرقطعی را فراهم میآورند. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی مدیریت منابع و تخصیص بهینه با استفاده از مدل های فازی انجام گرفته است. این پژوهش، از لحاظ ماهیت و هدف، کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع مروری است که اطلاعات آن از طریق بررسی مقالات، کتب، مجلات، نشریه ها، پایاننامه ها و نمایه های نوشته شده در این زمینه جمعآوری شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که مدلهای فازی با قابلیتهای خاص خود در مواجهه با ابهامها و دادههای ناکامل، توانستهاند بهطور چشمگیری در حل مسائل تخصیص منابع و بهینهسازی فرآیندها موثر واقع شوند. این مدلها با ارائه روشی برای کار با دادههای غیرقطعی و تحلیل وضعیتهای مبهم، به مدیران امکان میدهند تا تصمیمات بهینهتری را در شرایط واقعی اتخاذ کنند. بهویژه در مسائلی که متغیرهای متعدد و متنوعی در تخصیص منابع دخیل هستند، مدلهای فازی میتوانند ضمن حفظ انعطافپذیری، راهحلهای جامعتری ارائه دهند.